ارزش یابی فارسی جدید دوره ی راهنمایی

زدل مجموعه ای هر روز املا می توان کردن ا،ز این یک قطره خون صد نامه انشا می توان کردن

شیوه نامه ارزشیابی پیشنهادی درس املا و نگاش دوره راهنمایی تحصیلی

در جلسه ای که با حضور سرگروه های درس زبان و ادبیّات فارسی استان های کشور در محلّ همایش پایگاه کیفیت بخشی این درس، در استان بوشهر برگزار گردید، شیوه نامه ی پیشنهادی ارزشیابی و بارم بندی درس نگارش و انشا و نیز درس املای فارسی، به شرح زیر مورد توافق سرگروه های استانی کشور قرار گرفت. امید است دفتر تألیف و وزارت متبوع، پس از بازنگری، در صورت صلاحدید نسبت به ارسال آن به ادارات کل آموزش و پرورش سراسر کشور اقدام فرمایند.

بارم بندی درس انشا و نگارش

الف)بارم بخش سئوال های نگارشی (10 نمره ) :

  1. طرح سئوال از کادرهای رنگی نگارش بخش پایانی نوشتن 2 نمره

  2. معنی و مفهوم متون نظم یا نثر 1 نمره

  3. سئوال های نگارشی بخش نوشتن شامل موارد پیشنهادی ذیل: 7 نمره

  • جمله سازی با ترکیب های و واژه های زیبا و نشانه گذاری جمله ی مربوطه

  • کامل کردن عبارت های ناتمام در چند جمله یا سطر

  • نوشتن یک بند از دریافت یک تصویر

  • کاربرد مناسب نشانه های نگارشی در یک عبارت

  • تبدیل یک جمله ی زبانی به ادبی و بالعکس

  • آوردن صفات مناسب برای واژه ها

  • نوشتن معادل کلمات مصوّب فرهنگستان

  • و ...

تذکر: لطفا در نوشتن جمله های ناتمام یا تصویر نویسی حتما تعداد جملات و ارتباط معنایی آن ها با هم همراه با نشانه گذاری ذکر شود. و بارم بر اساس موارد خواسته شده تنظیم گردد.

ب) نوشتن موضوع انشا با رعایت معیارهای انشا نویسی با توجه به شیوه نامه ی ارزشیابی درس ادبیات فارسی به شماره 24378/1/101 تاریخ 25/8/89 10 نمره

بارم املای فارسی

الف) بخش سئوال های املایی (10 نمره )

  • یافتن غلط های موجود در متن و نوشتن شکل صحیح آن. ( ارزش هر واژه تصحیح شده 25/. نمره) 2 نمره

  • طرح سئوال از کادرهای رنگی املایی بخش پایانی نوشتن. 2 نمره

  • جمله سازی (ساختن جمله ها با کلماتی که بار املایی دارند.) 1 نمره

  • ساختن واژه های معنی دار از حروف به هم ریخته. 1 نمره

  • انتخاب شکل صحیح املای واژه با توجّه به معنای جمله. 1 نمره

  • انتخاب شکل صحیح املای واژه ها با توجّه به معنای کلمه. ( هر مورد 25/0 نمره ) 1 نمره

  • تکمیل شکل ناقص واژه هایی که بار املایی دارند. 1 نمره

  • طرح سئوال با توجّه به روابط واژگانی(مترادف، هم آوا، هم خانواده، متضاد و ...) 1 نمره

ب) متن املای تقریری 10 = 2 : 20

- متن املا از آسان به مشکل طرح گردد

- متن املا از 3 تا 5 بند و بین 9 تا 12 سطر باشد که حداقل 10 تا 12 واژه ی جدید کتاب را در بر بگیرد .

شیوه نامه ی ارزش یابی فارسی دوره ی راهنمایی

ارزش یابی آزمون های مستمر وپایانی درس های فارسی (مهارت خواندن و کار بست ریز مهارت های خوانداری )،انشا(مهارت نگارش و خلاقیت های نوشتاری)واملا(مهارت درست نویسی و توانایی تشخیص شکل های نوشتاری)،منطبق با مصوبه ی شورای عالی آموزش وپرورش و آیین نامه ی ارزش یابی دوره ی راهنمایی به شرح زیر است:

1-خواندن فارسی :شفاهی-عملی(20)

ارزش یابی تکوینی:20 نمره

آزمون تکوینی(مستمر)می تواند شامل موارد زیر باشد:رو خوانی متن با رعایت آهنگ ولحن مناسب آن،درک مطلب،خود ارزیابی،دانش های زبانی و ادبی،کار گروهی،حفظ شعر،مطالعه و کتاب خوانی و پژوهش،توانایی در سخنوری و فن بیان،پاسخ به فعالیت ها و تمرین ها،شعر خوانی و روان خوانی.

یادآوری:نمره ی هر یک از ریز موارد بالا به تشخیص معلم و متناسب با شرایط کلاس و درس تعیین می شود.

ارزش یابی پایانی:20 نمره

-خواندن:10نمره(رو خوانی5+درک مطلب5)

- شناخت واژگان در جمله: 3نمره(مترادف،مخالف،شبکه ی معنایی شامل مراعات النظیرو ارتباط معنایی زنجیره ی واژگان )

- دانش های زبانی و ادبی:5نمره(دانش زبانی2نمره+دانش ادبی2نمره+تاریخ ادبیات 1نمره)

-حفظ شعر:2نمره

*نمره ی نهایی:میانگین ارزش یابی تکوینی و پایانی(20=2: 40=20+20 )

یاد آوری:در هر نوبت به دلخواه دانش آموز،فقط یک شعر حفظی خواسته شود.



دشت هایی چه فراخ

دشت‌هایی چه فراخ!

کوه‌هایی چه بلند

در گلستانه چه بوی علفی می‌آمد!

من در این آبادی، پی چیزی می‌گشتم:

پی خوابی شاید،

پی نوری، ریگی، لبخندی

پشت تبریزی‌ها

غفلت پاکی بود، که صدایم می‌زد 

پای نی‌زاری ماندم، باد می‌آمد، گوش دادم:

چه کسی با من، حرف می‌زند؟

سوسماری لغزید

راه افتادم

یونجه‌زاری سر راه

بعد جالیز خیار، بوته‌های گل رنگ

و فراموشی خاک

لب آبی

گیوه‌ها را کندم، و نشستم، پاها در آب:

"من چه سبزم امروز

و چه اندازه تنم هوشیار است!

نکند اندوهی، سر رسد از پس کوه

چه کسی پشت درختان است؟

هیچ، می‌چرخد گاوی در کرد

ظهر تابستان است

سایه‌ها می‌دانند، که چه تابستانی است

سایه‌هایی بی‌لک،

گوشه‌یی روشن و پاک،

کودکان احساس! جای بازی این‌جاست

زندگی خالی نیست:

مهربانی هست، سیب هست، ایمان هست

آری

تا شقایق هست، زندگی باید کرد 

به دنبال آرامش

برای تمام رنج هایی که میبری صبر کن ،

صبر اوج احترام به حکمت خداوند است.

غزل شماره7

صوفی بیا که آینه صافیست جام را

تا بنگری صفای می لعل فام را

راز درون پرده ز رندان مست پرس

کاین حال نیست زاهد عالی مقام را

عنقا شکار کس نشود دام بازچین

کان جا همیشه باد به دست است دام را

در بزم دور یک دو قدح درکش و برو

یعنی طمع مدار وصال دوام را

ای دل شباب رفت و نچیدی گلی ز عیش

پیرانه سر مکن هنری ننگ و نام را

در عیش نقد کوش که چون آبخور نماند

آدم بهشت روضه دارالسلام را

ما را بر آستان تو بس حق خدمت است

ای خواجه بازبین به ترحم غلام را

حافظ مرید جام می است ای صبا برو

وز بنده بندگی برسان شیخ جام را

رباعی 11تا15

رباعی شمارهٔ ۱۱

ای آمده از عالم روحانی تفت

حیران شده در پنج و چهار و شش و هفت

می نوش ندانی ز کجا آمده‌ای

خوش باش ندانی بکجا خواهی رفت

رباعی شمارهٔ ۱۲

 

ای چرخ فلک خرابی از کینه تست

بیدادگری شیوه دیرینه تست

ای خاک اگر سینه تو بشکافند

بس گوهر قیمتی که در سینه تست

 

رباعی شمارهٔ ۱۳

 

ایدل چو زمانه می‌کند غمناکت

ناگه برود ز تن روان پاکت

بر سبزه نشین و خوش بزی روزی چند

زان پیش که سبزه بردمد از خاکت

رباعی شمارهٔ ۱۴

 

این بحر وجود آمده بیرون ز نهفت

کس نیست که این گوهر تحقیق بسفت

هر کس سخنی از سر سودا گفتند

زآن روی که هست کس نمی‌داند گفت

رباعی شمارهٔ ۱۵

 

این کوزه چو من عاشق زاری بوده است

در بند سر زلف نگاری بوده‌ست

این دسته که بر گردن او می‌بینی

دستی‌ست که برگردن یاری بوده‌ست

گفتار اندر آفرینش ماه

 
فردوسی
 

چراغست مر تیره شب را بسیچ

به بد تا توانی تو هرگز مپیچ

چو سی روز گردش بپیمایدا

شود تیره گیتی بدو روشنا

پدید آید آنگاه باریک و زرد

چو پشت کسی کو غم عشق خورد

چو بیننده دیدارش از دور دید

هم اندر زمان او شود ناپدید

دگر شب نمایش کند بیشتر

ترا روشنایی دهد بیشتر

به دو هفته گردد تمام و درست

بدان باز گردد که بود از نخست

بود هر شبانگاه باریکتر

به خورشید تابنده نزدیکتر

بدینسان نهادش خداوند داد

بود تا بود هم بدین یک نهاد

گفتار اندر آفرینش آفتاب

 
فردوسی
 

ز یاقوت سرخست چرخ کبود

نه از آب و گرد و نه از باد و دود

به چندین فروغ و به چندین چراغ

بیاراسته چون به نوروز باغ

روان اندرو گوهر دلفروز

کزو روشنایی گرفتست روز

ز خاور برآید سوی باختر

نباشد ازین یک روش راست‌تر

ایا آنکه تو آفتابی همی

چه بودت که بر من نتابی همی

شعر ازسبزبه سبز

از سبز به سبز

من دراین تاریکی
فکر یک بره روشن هستم
که بیاید علف خستگی ام را بچرد
من دراین تاریکی
امتداد تر بازوهایم را
 زیر بارانی می بینم
 که دعاهای
نخستین بشر را ترکرد
من در این تاریکی
 درگشودم به چمنهای قدیم
به طلایی هایی که به دیوار اساطیر تماشا کردیم
من در این تاریکی
ریشه ها را دیدم
و برای بته نورس مرگ آب را معنی کردم
 
 

شعر آفتابی

آفتابی

 صدای آب می آید مگر در نهر تنهایی چه می شویند ؟
لباس لحظه ها پاک است
میان آفتاب هشتم دی ماه
طنین برف نخ های تماشا چکه های وقت
طراوت روی آجرهاست روی استخوان
روز
چه میخواهیم ؟
بخار فصل گرد واژه های ماست
دهان گلخانه فکر است
سفرهایی ترا در کوچه هاشان خواب می بینند
ترا در قریه های دور مرغانی به هم تبریک می گویند
چرا مردم نمی دانند
 که لادن اتفاقی نیست
نمی دانند در چشمان دم جنبانک امروز برق آبهای شط دیروز
است ؟
چرا مردم نمی دانند
که در گلهای ناممکن هوا سرد است؟
 
 

پیام تسلیت ماه محرم

عالم همه محو گل رخسار حسین است،ذرات جهان در عجب از کار حسین است،

دانی که چرا خانه ی حق گشته سیه پوش،یعنی که خدای تو عزادار حسین است.فرارسیدن ماه محرم بر تمامی مسلمانان جهان تسلیت باد.

گفتار اندر آفرینش مردم

 
فردوسی
 

چو زین بگذری مردم آمد پدید

شد این بندها را سراسر کلید

سرش راست بر شد چو سرو بلند

به گفتار خوب و خرد کاربند

پذیرندهٔ هوش و رای و خرد

مر او را دد و دام فرمان برد

ز راه خرد بنگری اندکی

که مردم به معنی چه باشد یکی

مگر مردمی خیره خوانی همی

جز این را نشانی ندانی همی

ترا از دو گیتی برآورده‌اند

به چندین میانجی بپرورده‌اند

نخستین فطرت پسین شمار

تویی خویشتن را به بازی مدار

شنیدم ز دانا دگرگونه زین

چه دانیم راز جهان آفرین

نگه کن سرانجام خود را ببین

چو کاری بیابی ازین به گزین

به رنج اندر آری تنت را رواست

که خود رنج بردن به دانش سزاست

چو خواهی که یابی ز هر بد رها

سر اندر نیاری به دام بلا

نگه کن بدین گنبد تیزگرد

که درمان ازویست و زویست درد

نه گشت زمانه بفرسایدش

نه آن رنج و تیمار بگزایدش

نه از جنبش آرام گیرد همی

نه چون ما تباهی پذیرد همی

ازو دان فزونی ازو هم شمار

بد و نیک نزدیک او آشکار

امیر خسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی

 
امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاصل کرد. وی از موسیقی نیز بهرمند بوده و از موسیقیدانان مشهور زمان خود به شمار می‌رفته است. وی در نظم و نثر استاد بود و آثار بسیاری از خود باقی گذاشته که ازجملهٔ آنها دیوان قصاید و غزلیات اوست. علاوه بر آن خمسهٔ نظامی گنجوی را نیز استقبال کرده و آن را جواب گفته است. وی سرانجام در سن هفتاد و پنج سالگی در سال ۷۲۵ هجری قمری در دهلی وفات یافت.

رهی معیری

رهی معیری

 
رهی معیری
 

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع) منصوب گردید. پس از بازنشستگی در کتابخانهٔ سلطنتی اشتغال داشت. وی همچنین در انجمن موسیقی ایران عضویت داشت. رهی علاوه بر شاعری، در ساختن تصنیف نیز مهارت کامل داشت. وی در سالهای آخر عمر در برنامهٔ گلهای رنگارنگ رادیو در انتخاب شعر با داوود پیرنیا همکاری داشت و پس از او نیز تا پایان زندگی آن برنامه را سرپرستی می‌کرد. رهی در طول حیات خود سفرهایی به خارج از ایران داشت که از آن جمله است: سفر به ترکیه در سال ۱۳۳۶، سفر به اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۳۳۷ برای شرکت در جشن چهلمین سالگرد انقلاب اکتبر، سفر به ایتالیا و فرانسه در سال ۱۳۳۸ و دو بار سفر به افغانستان، یک بار در سال ۱۳۴۱ برای شرکت در مراسم یادبود نهصدمین سال در گذشت خواجه عبدالله انصاری و دیگربار در سال ۱۳۴۵، عزیمت به انگلستان در سال ۱۳۴۶ برای عمل جراحی، آخرین سفر وی بود. رهی معیری که تا آخر عمر مجرد زیست، در بیست و چهارم آبان سال ۱۳۴۷ شمسی پس از رنجی طولانی از بیماری سرطان معده بدرود زندگانی گفت و در مقبرهٔ ظهیرالدولهٔ شمیران به خاک سپرده شد.

شیخ محمود شبستری

شیخ محمود شبستری

 
شیخ محمود شبستری
 

سعدالدّین محمود بن امین‌الدّین عبدالکریم‌بن یحیی شبستری (معروف به شیخ محمود شبستری) یکی از عارفان و شاعران سدهٔ هشتم هجریست. سال تولّد او را گوناگون و از جمله ۶۸۷ ه.ق. دانسته‌اند. محل تولّد این عارف نام‌آور قصبهٔ شبستر در نزدیکی شهر تبریز است. او در سال ۷۲۰ ه.ق. در سنّ ۳۳ سالگی وفات یافته و در زادگاهش شبستر مدفون است.

آثار او در این مجموعه:

گلشن راز

کنز الحقایق

گفتار اندر آفرینش عالم

 از آغاز باید که دانی درست

سر مایهٔ گوهران از نخست

که یزدان ز ناچیز چیز آفرید

بدان تا توانایی آرد پدید

سرمایهٔ گوهران این چهار

برآورده بی‌رنج و بی‌روزگار

یکی آتشی برشده تابناک

میان آب و باد از بر تیره خاک

نخستین که آتش به جنبش دمید

ز گرمیش پس خشکی آمد پدید

وزان پس ز آرام سردی نمود

ز سردی همان باز تری فزود

چو این چار گوهر به جای آمدند

ز بهر سپنجی سرای آمدند

گهرها یک اندر دگر ساخته

ز هرگونه گردن برافراخته

پدید آمد این گنبد تیزرو

شگفتی نمایندهٔ نوبه‌نو

ابر ده و دو هفت شد کدخدای

گرفتند هر یک سزاوار جای

در بخشش و دادن آمد پدید

ببخشید دانا چنان چون سزید

فلکها یک اندر دگر بسته شد

بجنبید چون کار پیوسته شد

چو دریا و چون کوه و چون دشت و راغ

زمین شد به کردار روشن چراغ

ببالید کوه آبها بر دمید

سر رستنی سوی بالا کشید

زمین را بلندی نبد جایگاه

یکی مرکزی تیره بود و سیاه

ستاره برو بر شگفتی نمود

به خاک اندرون روشنائی فزود

همی بر شد آتش فرود آمد آب

همی گشت گرد زمین آفتاب

گیا رست با چند گونه درخت

به زیر اندر آمد سرانشان ز بخت

ببالد ندارد جز این نیرویی

نپوید چو پیوندگان هر سویی

وزان پس چو جنبنده آمد پدید

همه رستنی زیر خویش آورید

خور و خواب و آرام جوید همی

وزان زندگی کام جوید همی

نه گویا زبان و نه جویا خرد

ز خاک و ز خاشاک تن پرورد

نداند بد و نیک فرجام کار

نخواهد ازو بندگی کردگار

چو دانا توانا بد و دادگر

از ایرا نکرد ایچ پنهان هنر

چنینست فرجام کار جهان

نداند کسی آشکار و نهان

قسمت دوم

رباعی شماره ۶: مائیم و می و مطرب و این کنج خراب

ت

رباعی شماره ۷: آن قصر که جمشید در او جام گرفت

رباعی شماره ۸: ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست

رباعی شماره ۹: اکنون که گل سعادتت پربار است

رباعی شماره ۱۰: امروز ترا دسترس فردا نیست

قسمت دوم

رباعی شماره ۶: مائیم و می و مطرب و این کنج خراب

ت

رباعی شماره ۷: آن قصر که جمشید در او جام گرفت

رباعی شماره ۸: ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست

رباعی شماره ۹: اکنون که گل سعادتت پربار است

رباعی شماره ۱۰: امروز ترا دسترس فردا نیست